استخوان یکی از سختترین انواع بافت پیوندی است. سختی آن بیشتر به یک ماده پلاستیکی شباهت دارد تا به یک سنگ. زیرا کاهش کلسیم آن را نرم میکند و کاتیونهایی نظیر سرب ، استرانسیم و رادیم جانشین کلسیم میشوند و سختی استخوان را از بین میبرند. استخوان نظیر دیگر بافتهای پیوندی ، شامل ماده زمینهای و سلولهای بافت استخوانی است. ماده زمینهای به دو صورت بیشکل و شکلدار وجود دارد.
استخوان شامل ماده زمینهای و سلولهای بافت استخوانی است. ماده زمینهای به دو صورت بیشکل و شکلدار وجود دارد. ماده زمینهای بیشکل شامل مواد کانی نظیر فسفات و کربنات کلسیم و منیزیم ، یون سیترات ، یون فلوراید ، سدیم و پتاسیم است. مواد آلی شامل کندروآتین سولفات C و Aو پروتئینی به نام استئوموکوئید و مواد آلی دیگری است که عبارتند از: استئونکتین ، که بلورهای کانی را به کلاژن وصل میکنند. استئوکلسین که کلسیم را به خود میبندد. سیالوپروتئین و پروتئین شکل دهنده استخوان.
ماده شکلدار آن ، کلاژن I است. کلاژن به صورت یک هسته مرکزی است که مواد کانی بر روی آن رسوب کردهاند. کل این ترکیبات بلورهای هیدروکسی آپاتیت را تولید میکنند. هیدروکسی آپاتیت تیغههای استخوانی را به شکل دوایر متحدالمرکز میسازد. علاوه بر اینها ماده سومی بنام سیمان وجود دارد که اولا رشتههای کلاژن را به یکدیگر میچسباند، ثانیا سیستمهای هاورسی را به یکدیگر متصل میکند و شکل منظمی به آنها میدهد. سلولهای بافت استخوانی بر چهار نوعاند که همزمان قابل رویت نیستند.
این سلولها ستارهای شکلاند و دو هسته بیضی و پر از کروماتین دارند. هر استئوسیت در پیرامون خود لاکونا دارد. برای جلوگیری از مرگ سلولی ، استئوسیتها توسط زواید بسیار ظریف سیتوپلاسمی به یکدیگر مرتبط هستند. استئوسیتهایی که در نواحی عمیق یا پیر بافت استخوانی قرار دارند دارای شبکه آندوپلاسمی ناصاف و دستگاه گلژی کمتری هستند. تا زمانی که صدمهای به استخوان وارد نشود، استئوسیتها تقسیم نمیشوند. با ایجاد ضایعه ، تقسیمات سلولها آغاز میشود. تعدادی از آنها به صورت استئوبلاست ، ماده زمینهای بیشکل را میسازند و خود به استئوسیت تبدیل میشوند برخی دیگر به صورت سلولهای اجدادی استخوان باقی میمانند.
![]() |
سلولهایی هستند چند ضلعی با آنزیم فسفاتاز قلیایی فراوان و هستهای که در خارج از مرکز سلول قرار دارد. این سلولها در محلی که فعالیت سازندگی زیاد است فراواناند و دارای شبکه آندوپلاسمی ناصاف و دستگاه گلژی هستند. این دو نشان دهنده فعالیتهای ترشحیاند. به همین دلیل حبابهای ترشحی بسیاری در این سلولها دیده میشود. هنگام فعالیت ، تعدادی از استئوبلاستها به صورت سلولهای اجدادی استخوان ذخیره میشوند. اینها با وجود آنزیم فسفاتاز قلیایی ، قادرند ماده زمینهای بسازند و به همین دلیل سلولهای سازنده خوانده میشوند. هنگام فعالیت مکعبی شکل و بازوفیلی وهنگام استراحت ، پهن و اسیدوفیلی هستند.
استئوکلاستها از مونوسیتهای خون تولید میشوند. استئوکلاستها مسئول تجزیه ماده زمینه استخوان در هنگام استخوان سازی هستند. نقش استئوکلاستها عکس استئوبلاستهاست به همین دلیل سلولهای مخرب نامیده میشوند. این سلولها ، ابتدا ماده زمینهای بیشکل و سپس کلاژن را تجزیه میکنند. استئوکلاستها معمولا سلولهایی غول آسا با سیتوپلاسم وسیعاند و تعداد 6 تا 50 هسته دارند.
استئوکلاستهای جوان تک هستهای بوده و در هنگام فعالیت بازوفیلی و هنگام استراحت اسیدوفیلی هستند. با وجود اسید فسفاتاز دراستئوکلاستها این سلولها میتوانند ماده زمینهای را تجزیه کنند. به علاوه هنگامی که میزان کلسیم خون به علت عمل هورمون تیروکسین و پاراتورمون کاهش مییابد، استئوکلاست کلسیم را از استخوان میگیرد و به جریان خون میفرستد. استئوکلاستها نزدیک سطح استخوان از حفرهای از ماده استخوانی در حال تخریب قرار دارند.
از نظر تشریحی ، دونوع استخوان در بدن وجود دارد: استخوانهای دراز و استخوانهای پهن. استخوانهای دراز معمولا دارای بافت استخوانی متراکم ، و استخوانهای پهن دارای بافت اسفنجی هستند.
استخوان متراکم دارای یک حفره مرکزی به نام مغز استخوان است که با آندوستئوم پوشیده شده است. در پیرامون استخوان ، پرده ضریع قرار دارد که کل استخوان را حفاظت میکند. بین ضریع و مغز استخوان سیستمهای هاورس قرار گرفتهاند.
استخوانهای اسفنجی دارای حفرههای کوچک و بزرگ و سیستمهای هاورس ناقص هستند. پیرامون حفرهها ، آندوستئوم و درون آنها ، رگها و مغز استخوان قرار دارد. نظم خاصی که در سیستمهای هاورس استخوان متراکم وجود دارد در استخوان اسفنجی دیده نمیشود. پیرامون استخوان اسفنجی صفحه نازکی از استخوان متراکم قرار دارد.
در دوران زندگی یک فرد ، ابتدا استخوان سازی بر تخریب استخوان برتری دارد (دوره جنینی). در اواسط عمر ، استخوان سازی و تخریب متعادل است در اواخر عمر ، تخریب بر استخوان سازی برتری دارد. بطور کلی استخوان سازی بر دو نوع است: استخوان سازی اولیه یا جنینی و استخوان سازی ثانویه یا پس از تولد. استخوان سازی اولیه یا جنینی بر حسب نوع استخوانها بر دو نوع است. استخوان سازی غشایی و استخوان سازی درون غضروفی.
استخوان سازی درون غشایی در استخوانهای پهن رخ میدهد. به این طریق که مزانشیم تکثیر مییابد و پر از رگهای خونی میشود سپس به استئوبلاست تمایز مییابد. استئوبلاست با ساختن ماده زمینهای و تبدیل شدن به استئوسیت ، استخوان را میسازد. استخوان سازی درون غضروف در استخوانهای دراز رخ می دهد. ابتدا مزانشیم غضروف را می سازد، سپس غضروف به استخوان تبدیل می شود یعنی پری کندریوم اطراف غضروف به ضریع مبدل میگردد. رگهای خونی از ضریع به درون غضروف نفوذ کرده کندروسیتها را تخریب میکنند.
همراه رگهای خونی ، استئوکلاست و استئوبلاست وارد میشود. استئوکلاستها پسماندها را میبلعند و حجرههایی ایجاد میکنند. استئوبلاستها ماده زمینهای یا تیغهها را میسازند و به استئوسیت تبدیل میشوند. استخوان سازی در استخوانهای دراز در دو مرحله جنینی و پس از تولد رخ میدهد در حالی که در استخوانهای پهن ، در دوارن جنینی استخوان سازی کامل میشود تا کنون دلایل آغاز استخوان سازی روشن نشده است ولی مسلم است که شرایط طبیعی و لازم برای استخوان سازی وجود مقدار معین کلسیم و فسفر در خون ، پرتوهای خورشیدی ، ویتامینهای A ، D و C ، کلسیم ، هورمونهای جنسی مونث و مذکر ، پاراتورمون و تیروکسین است.